تبليغاتX
سعیده و ستاره
وبلاگی برای سعیده جون!تک عشق ما !

تقدیم به قلب عاشق شما

پيش از آنکه شب و روزم به آخر خط برسد
 
و براي ديدنت اشک ها بر گونه ام خشک شوند
و فقط ردپايي از آن ها به يادگار بماند....
بيا و بگرد و مرا پيدا کن ...
بيا من در غروب خانه دارم و تو اگر مرا بيابي .... و اگر مرا بيابي ...
بيا باور کن که اگر مرا بيابي ، من هم تو را ناجي مي شوم ...
من به هواي دل گم شده ي تو پر گرفته ام رو به غروب غم زده ...
نمي دانم چرا اين غروب بي تو به طلوع نمي رسد ...
شايد قسمت اين بود که تو آنجا باشي و من اينجا ...
تو در طلوع باشي و من در غروب ..
در فاصله ي طلوع و غروبي که نه هرگز بر آن پاياني است
و نه اين فاصله را هرگز نزديکي ....
من که در غروب زنداني ام !
اما تو مي تواني خانه ات را در آن سوي خورشيد رها کني ، بيايي و مرا پيدا کني ...
بارها انديشيدم که اي کاش هيچ گاه دل به روياي تو نمي دادم
اما بعد پشيمان مي شوم ، چرا که اگر دل به تو نداده بودم
که تا حالا بارها جان داده بودم ...
پس لبخند بزن...
من دل داده ام تا جان نبازم ...
مهربانم ، من که نمي دانم تو چيستي !
فقط مي دانم که خدا تو را براي من آفريده ...
اين را در خوابي که در آن شب باراني ديدم ، فرشته اي به من گفت ...
گفت که تو سوار سپيد پوشي خواهي بود
که مرا از اين زندان غربت زده نجات خواهي داد ...
من از اين شهر پر بهانه مي روم تا تو بهانه اي باشي براي
هم آغوشي نور و قطره تا در اين نرم بهار ،
هر گاه چشمي به آسمان خيره شد ، رنگين کمان عشق را ببيند ...
در اين بهار وقتي از پس هر باران ،
آسمان را مي نگرم ،
سکوت است و لطافت و رنگين کمان ...
اي کاش از پس هر غباري ،
رنگين کمان بر آسمان چشمان باراني ام خيمه مي زد ...
من فقط ماندگاري مي خواهم ...
آن هم ماندگاري در طلوع ...

 

نوشته شده در چهارشنبه سی ام خرداد 1386 ساعت 8:26 توسط سوگند |

جرم عشق

           قربون همگی

ديدمش از دور كه ميرفت اشك سردي تو چشاش بود  

   اون نمي خواست بره اما زنجيـر اجبـار بــه پاش بود

      مي شنيدم هق هقش رو كـه مي گفت تــا فردا بـدرود

         لحظه هاي تـلخ بــوده امـا  دل من منـتـظـرش بـــود

            بــه سلامت اي همه كس مي دونـم كه بر ميـگردي

                مي دونم دلت همـين جــاست از دلـم سفـرنكردي

                    خيلي زود رفتنـه جاده امـا من اونـو مي ديــدم

                          خـداحـافظ گفتـنـش روخيلي روشن ميشنيدم

    چند قدم مونده به بودن   ذره اي نزديكترازمن   سر وعدمون نشستم    تشنه به تو رسيدن

   بغض سردم نعره ميزد  خداحافظ عشق رويام    ميمونم تا بر بگردي   روي نيمكت لب دريا

       

                                                قربون همگی

                                                    محمد

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386 ساعت 16:24 توسط محمد |

بالاخره امتحانات تموم شد

 

 

           قربون همگی

       سلام.من بعد از دو روز دوباره اومدم.راستش این چند روز امتحان داشتیم.منم میخواستم درس بخونم دیگه(میخواستم بگم منم در س خونم)دو امتحان آخر جغرافی و حرفه بود حرفه.خیلی سخت بود. پدرم در اومد تا خوندم. ولی امتحان رو رو خوب دادم.امروز یعنی ۲۳ خرداد بالاخره ما تعطیل شدیم.الانم خیلی خوشحال هستم.برای همه ی دانش آموز ها به خصوص دانش آموزان سال سوم تابستان خوشی رو آرزو میکنم.حالا که دیگه تعطیل شدیم بیشتر به ما سر بزنید.نظر هم یادتون نره.منم سعی میکنم بیشتر آپ کنم.

           قربون همگی                                       محمد

                   تقدیم به همه ی شما دوستان عزیز

         قربون همگی

نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386 ساعت 16:9 توسط محمد |

راز عشق

تقدیم به شما دوستان عزیزم و خانم کمالی گرامی

راز عشق در تواضع است .

اين صفت به هيچ وجه نشانه تظاهر نيست.

بلکه نشان دهنده احساس و تفکري قوي است.

ميان دو نفري که يکديگر را دوست دارند،

تواضع مانند جويبار آرامي است که چشمه محبت

آنها را تازه و با طراوت نگه ميدارد.

 

راز عشق در احترام متقابل است.

احساسات متغير اند، اما احترام دو طرف ثابت مي ماند .

اگر عقايد شريک زندگي ات با عقايد تو متفاوت است ،

با احترام به نظرياتش گوش کن .

احترام باعث مي شود که او بتواند خودش باشد

 

 راز عشق در اين است که

به يکديگر سخت نگيريد .

عشقي که آزادانه هديه نشود اسارت است

 

راز عشق در اين است که

هر روز کاري کني که شريک زندگي ات را

خوشحال کند ،

کاري مثل دادن هديه اي کوچک ،تحسين ،

لبخندي از روي محبت .

نگذار که جويبار محبت از کمي باران ، بخشکد.

 

راز عشق در اين است که

رابطه تان را مانند يک باغ ، با محبت تزئين کنيد .

بذر علاقه ها و عقيده هاي تازه را

بکار که زيبايي برويد .

ضمنا فراموش نکن که باغ را بايد هرس کرد ، مبادا

غنچه هاي گل پوشيده از علف هاي هرز عادت شود .

براي اينکه عشق همواره با طراوت بماند فبايد به آن

مثل هنر خلاقانه نگاه کرد .

 

 راز عشق در خوش مشربي است .

شوخي با ديگران را فراموش نکن ، در ضمن

مراقب شوخي هايت هم باش .

شوخي نا پسند نکن . شوخي بايد از روي حسن

نيت باشد ،نه نيشدار .

 

  راز عشق در اين است که

حقيقت اصلي عشق ، يعني تفکر را از ياد نبري .

آيا يک رابطه دراز مدت ، مهم تر از اختلافات

کوچک و زود گذر نيست ؟

 

راز عشق در اين است که

مانع بروز هيجانات منفي در وجودت شوي ،

و صبر کني تا خون سردي را دوباره به دست آوري .

با اين که احساس جلوه الهام است ، اما شخص

عصباني نمي تواند چيز ها را با وضوح درک کند .

قلبت را آرام کن .

تنها به اين وسيله است که مي تواني چيز ها

را آنگونه که هستند ، در يابي .

 

راز عشق در اين است که

طرف مقابلت را تحسين کني .

هر گز با فرض اين که خودش اين چيز ها را

مي داند ،از تحسين غافل نشو .

مشکلي پيش نخواهد آمد اگر بار ها با خلوص نيت

بگويي : دوستت دارم .

گر چه احساسات بشري به قدمت نسل بشر

است ، اما کلمات همواره تازه و جوان خواهند ماند .

 

راز عشق در اين است که

در سکوت دست يکديگر را بگيريد .

کم کم ياد مي گيريد که بدون کلام رابطه برقرار کنيد .

 

راز عشق در توجه کردن به لحن صدا است

براي تقويت گيرايي صدا ، بايد آنرا از قلب برآوريد ،

سپس رهايش کنيد تا بلند بشود وبه سمت پيشاني برود

تار هاي صوتي را آرام و رها نگه دار .

اگر آن احساسات قلبي ات را به وسيله صدا بيان کني

باعث ايجاد شادي در ديگري خواهد شد .

 

راز عشق در اين است که بيشتر با نگاه حرف بزني ،

زيرا چشم ها پنجره هاي روح هستند .

اگر هنگام صحبت کردن از نگاه استفاده کني ،

مثل آن است که

پنجره ها را با پرده هاي زيبايي بيارايي

و به خانه گرما و جذابيت ببخشي.

 

  راز عشق دراين است که

از يکديگر انتظارات بيجا نداشته باشيد ،

زيرا نقص همواره جزء لا ينفک انسان است

ذهنت را بر ارزشهايي متمرکز کن

که شما را به يکديگر نزديک تر ميکند

نه بر مسائلي که بين شما فاصله مي اندازد .

 

راز عشق در اين است که

حس تملک را از خود دور کني .

در حقيقت هيچ کس نمي تواند مال کسي شود .

شريک زندگي ات را با طناب نياز مبند .

گياه هنگامي رشد ميکند که آزادانه از هوا و نور آفتاب

استفاده کند.

 

ببخشید زیاد بود.

امیدوارم خوشتون اومده باشه.

قربونتون.

سوگند

راز عشق

نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386 ساعت 19:52 توسط سوگند |

سلام

سلام من ستاره هستم چند روزی بود آپ نمی کردم.از محمد هم به خاطر زحماتش تشگر میکنم.البته سوگند هم زحمات زیادی گشید.من اگر خدا بخواد  وقتی که امتحان ها تموم بشه.سعی میکنم هفته ای دو .......... سه بار آپ کنم.البته ۳ روز دیگه به پایان امتحان ها نمونده.راستی می خواستم به محمد بگم که آهنگ زیبایی روی وبلاگ گذاشته.از سوگند هم به خاطر عکس های زیبایی که میزاره تشکر میکنم.

برای همتون آرزوی موفقیت میکنم.                                        فعلا بای

نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386 ساعت 1:41 توسط ستاره |

آهنگ وبلاگ

سلام دوستان

روی وبلاگ آهنگ گذاشتم امیدوارم که خوشتون بیاد.خوشحال میشم نظراتون رو در مورد این آهنگ بخونم .سعی میکنم هر یک ماه یکبار آهنگ وبلاگ رو عوض کنم.شما هم نظر بدید .قسمت نظر ها خیلی خاک گرفته.

پس نظر یادتون نره.

     قربون همگی                                        محمد 

                                 تقدیم به همه ی شما دوستان عزیز

                   قربون همگی